همهچیز سر جایش است، اما حال من خوب نیست
(وقتی از بیرون اوکی هست، اما درون نه)
گاهی از بیرون، زندگی «نرمال» به نظر میرسد:
کار هست، خانواده هست، رابطه هست، مسئولیتها انجام میشود.
اما درون، چیز دیگری جریان دارد؛
احساسی از خالی بودن، بیمعنایی یا گیر افتادن در تکرار روزها.
بسیاری از بزرگسالان دقیقاً با همین جمله مراجعه میکنند:
«نمیدونم مشکلم چیه… فقط خوب نیستم.»
این احساس یعنی چه؟
این حالت معمولاً نشانه ضعف، ناسپاسی یا ناشکری نیست.
اغلب نتیجهی نادیده گرفتن طولانیمدت نیازهای روانی است؛ مثل:
- فشار مزمن و بیوقفه
- اولویت دادن مداوم به دیگران
- سرکوب خستگی، غم یا خشم
- زندگی کردن طبق «بایدها» بهجای خواستههای واقعی
چرا نباید نادیده گرفته شود؟
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است بهتدریج به شکلهای زیر بروز کند:
- بیانگیزگی شدید
- اختلال خواب
- تحریکپذیری یا بیحسی هیجانی
- فاصله گرفتن از رابطهها
- فرسودگی روانی یا افسردگی پنهان
چه زمانی نیاز به کمک تخصصی است؟
اگر:
- این حال بیش از چند هفته ادامه دارد
- با استراحت یا تعطیلی بهتر نمیشود
- حس میکنید «خودِ قبلیتان» نیستید
گفتوگو با متخصص سلامت روان میتواند کمک کند بفهمید چه چیزی درون شما نادیده گرفته شده و چطور میشود دوباره تعادل را برگرداند.
در کلینیک ما چه کمکی میشود کرد؟
در جلسات ارزیابی و درمان:
- وضعیت روانی فعلی بهصورت علمی بررسی میشود
- ریشهی این احساس شناسایی میشود
- مسیر درمان متناسب با شرایط زندگی شما طراحی میشود
🌿 لازم نیست حالتان خیلی بد شده باشد تا کمک بگیرید.
گاهی همین «خوب نبودنِ بیدلیل» مهمترین نشانه است.
برای دریافت نوبت و آشنایی با روند جلسات،میتونید از طریق کلینیک رویش جوانه اقدام کنید.









